
هو الرحمن الرحیمهمسر محترمه امام نقل کردهu200f اند که من 62 سال با امام بزرگوار زندگی کردم و در این 62 سال یک غیبت از این مرد نشنیدم.xa0ما یک کارگری داشتیم که خیلی کاری نبود لذا آن را تبدیل به یک کارگر بهتر...
ادامه مطلب
هو الرحمن الرحیم چند ساعتی مانده به عملیات «والفجر4»xa0هوا به شدت سرد،ابرهای سیاه،نم نم بارون،هوای دل بچه ها را غمگین و لطیف کرده و هر کسی در فکر کاری استیکی اسلحه اش را روغن کاری می کنه،یکی نماز می خون...
ادامه مطلب
هو الرحمن الرحیمکاباره را رها کرد. عصر بود که آمد خانه بی مقدمه گفت:xa0پاشین! پاشین وسایلتون رو جمع کنید می خوایم بریم مشهد!مادر با تعجب پرسید: مشهد! جدی می گی!گفت: آره بابا، بلیط گرفتم. دو ساعت دیگه با...
ادامه مطلب
هو الرحمن الرحیمتندتر از امام نروید که پای تان خرد می شوداز امام هم عقب نمانید که منحرف می شوید, حول یک محور بروید ببینید، شب ها که می رویم رزم شبانه، یک بلدچی جلوی ستون است فقط او راه را می شناسد مابقی افراد حتی فرمانده پشت سر اوست این بلدچی راه را رفته و برگشته اگر تندتر از او حرکت کنیم، روی مین می رویم اگر هم عقب بمانیم، یا اسیر می شویم یا کشته ما الان در کشورمان یک بلچی داریم که همه باید پشت سر او باشند او کسی نیست جز رهبر عزیز ما قدر امام و ولایت فقیه را داشته باشید خداوند می گوید اگر...
ادامه مطلب
هو الرحمن الرحیم متوجه شدم، آقا سیّد با من صحبت نمیکند! تا چند روز همینطور بود دل به دریا زدم و به چادر فرماندهی گروهان رفتم گفتم: «آقا سید، چند روزی هست که با من صحبت نمیکنید! آیا خطایی از من سر زده یا در کارم کوتاهی کردهام؟»نگاه دوست داشتنی سیّد به من خیره شد بعد از چند لحظه سکوت گفت: «این چند روز منتظر ماندم که خودت متوجه شوی که کجا اشتباه کردی» گفتم: «آقا سیّد نمیدانم! اما فکر میکنم به دلیل این باشد که من ساعتی قبل از مانور و زمانی که مشغول منظم کردن نیروها بودم به علت بینظمی یکی از نی...
ادامه مطلب
هو الرحمن الرحیم امروز شهرمون توفیق داشتیم دعای ندبه در محضر عالم بزرگوار حاج آقای عالی باشیمجمله ای گفتن که از وقتی اومدم بهم ریختماومدیم دعای ندبه تو چشم آقا هستیم ولی چیکار کردیم که تو دل آقا هم باشیمما العیاذ بالله موقع مریضی , مشکلات آقارو یاد میکنیماصلا ما همیشه از امام زمان طلبکاریممیگیم تا حاجاتمون رو ندید نه من نه شما (پناه بر خدا )رفاقت نکردیم با آقا ! اگه هم بوده ظاهری اهالی رفاقت با شهدا شمارو نمیدونم هر روز داره عمرم میگذره من برای امام زمان هیچ کاری نکردمنه دغدغه ظهور داشتم نه چیزی...
ادامه مطلب
هو الرحمن الرحیمبرای دومین بار بود که با علی محمدی عازم جبهه می شدیمحالا همه بچه های واحد او را می شناختند اما من بیشتر از همه در خلوت با او بودمخاصه وقت هایی که از جمع جدا می شد و گوشه ای میرفتبرای خودش قبری کنده بود و نیمه شب داخل قبر می رفت و آرام چیزی مثل سنگ لحد روی قبر می کشید و در آن تاریکی مناجات میکرد و گریه من هم بیرون می نشستم و به گریه او می گریستم و به حال او غبطه میخوردم او هیچ وقت متوجه نشد که غریبه ای نزدیک آن قبر نشسته و گرنه ساکت میشد یا جایش را عوض میکرد شهید علی محمدی کتاب وق...
ادامه مطلب
هو الرحمن الرحیم نام امام زمان را که میشنید، بیاختیار گریه میکردیکی از همرزمانش تعریف میکند: رفته بودند کوه؛ بعد از نماز مغرب و عشا، دعاى توسل خواند و نام امام زمان (عج) را بردصداى هق هق گریهاش بلند شد و بعد با شور و سوز و وجد و نیاز خواند: بیا بیا که سوختم ز هجر روی ماه توبهشت را فروختم به نیمی از نگاه تواگر نیست باورت بیا که رو برو کنمبدان امید زندهام که باشم از سپاه تو دوستانش...
ادامه مطلب
هو الرحمن الرحیمxa0 بعد ازعمل جراحی در آبادان حاج رضا را به تهران اعزام کردند مدتی در بیمارستان نیروی دریایی بستری بود که دوستان و همرزمان او اظهار محبت و لطف فراوان کرده و دسته به دسته به عیادتش می آمدند.وقتی که یکی از دوستانش به او می گوید وضع جسمی ات خوب است یا نه xa0اظهار می دارد این دکترها ما را مرخص نمی کنند xa0ما باعث مزاحمت جمهوری اسلامی هستیم چون برای ما پول خرج می کنند و ما باید برای انجام وظیفه به جبهه برویم درهمین زمان نیز برادران سپاه و دوستان و همرزمانش به عیادت وی می آمدند xa0و ا...
ادامه مطلب
هو الرحمن الرحیمگاهی که به عکس شهدا مینگریم با یک آهی میگوییم خوشبحالشوگاهی زیر لبانمان زمزمه میکنیم آن طرف آسمان شهید چه عشقی میکندو سرسفره ی ارباب چه صفایی میکندغافل از اینکهاین شهیدان قبل تاریخ شهادتشان چن سالی شهید بودند و بعد شهید شدندآن روزهایی که ما مست جوانی مان بودیمآن روز هایی که ما مست غفلت و سرگرمی های دنیا بودیمآنها سختی شان را کشیدند و چشیدند و برای لبخند امامشان همه چی را ب جان خریدندوقتی پیمانه ی سختی ای شانوقتی پیمانه ی امتحاناتشانوقتی پیمانه ی انتظار و صبر شانبه سر رسیدآن وقت ا...
ادامه مطلب
هو الرحمن الرحیماستاد فاطمی نیا می فرمود : یک بار یک نفر در حرم امام رضا علیه السلام به من گفت من را یک نصیحتی بکن ، بردمش روبروی ایوان طلا گفتم : ببین این امام رئوف است ، از رأفت این امام یک ذره بگیر و برو بیرون !حیف است بیایی اینجا بگویی «السلام علیک ایها الامام الرئوف»بعد برگردی بداخلاق شوی ...
ادامه مطلب