عملیات رمضان ....

خرید بک لینک

هو الرحمن الرحیم

مانده بودیم وسط میدان مین همه مجروح بودند و خسته
یه رزمنده ی زخمی چند متر آنطرف تر از من افتاده بود
دست و پایش را روی زمین می کشید
انگار دردش شدید شده بودبا آرنج خودش را کشید جلوتر
کم کم از من دور می شد فکر کردم می خواهد از میدان مین خارج شود
گفتم: « با این همه درد چرا اینقدر به خودت فشار می آوری؟
گفت:
« چند تا مجروح دیگر آنطرف هستند.من هم چند دقیقه بیشتر زنده نیستم
می خواهم قمقمه ی آبم را برسانم به دست آ
نها»



*وعده آب به حرم داد ولی حیف نشد ....


رتبه برتر کنکور .......

ما را در سایت رتبه برتر کنکور .... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 216 تاريخ: چهارشنبه 30 آبان 1397 ساعت: 1:30

صفحه بندی