هو الرحمن الرحیم
بعد از شهادت حاج عماد و ازدواج دو فرزند دیگرم ،مصطفی و فاطمه-
من با جهاد زندگی میکردم. یک شب قبل از ماموریت سوریه
، نیمه های شب دیدم با صدای بلند گریه میکند
به سرعت به اتاقش رفتم و متوجه شدم در حال نماز است
شب جمعه بود و قرار بود فردای آن روز به «قنیطره» سوریه برود
فردای آن روز ازش سوال کردم که چرا گریه می کردی؟
خجالت کشید و گفت: هیچی
شنبه از سوریه تلفن کرد. پرسیدم کِی برمیگردی؟
جواب داد یا یکشنبه شب و یا دوشنبه
من دوباره پرسیدم که تو آن شب به چه کسی متوسل شده بودی؟
اول حرفی نزد. بعد گفت:
من در نمازم خطاب به امام زمان حجت بن الحسن(عج) صحبت میکردم
پرسیدم چه می گفتی؟ سکوت کرد قسمش دادم که بگو
گفت: به ایشان می گفتم که من بنده گناهکاری هستم و...»
مادر جهاد بقیه حرفها را نگفت و فقط این را گفت که تا
وقتی جهاد در این دنیا بود، دل من قرص و آرام بود.
مادر شهید جهاد در روضة الشهیدین
۲۸ دی ماه سالگرد شهادت جهاد مغنیه
*امام خامنه ای:
این جوانهای مؤمن که در میدانهای مختلف این جور از خودشان اخلاص و شادابی نشان میدهند که امام زمان(عج) را خوشحال میکنند..
رتبه برتر کنکور .......
ما را در سایت رتبه برتر کنکور .... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 229 تاريخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 ساعت: 14:03